خرید بک لینک
درد از من بالا رفته است و توان پایین آمدن هم ندارد . دیگر حتی اینجا نوشتن هم حالم را خوب نمیکند. بعد از یک عمر بالاخره یکسالی هست که از یک شهرستان کوچک به یک شهر بزرگ مثل تهران آمده ام ولی دریغ از یک

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

به دو تا از بازیگران معروف بعد از کلی سپردن و پیام دادن شماره تلفنم رو دادم و اونها در جواب گفتن بهم زنگ می زنن ...چه قدر انتظار سخته الان فکر می کنم یه هفته ای گذشته از اینکه بهم اینجوری گفتن ولی هنو

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

هیچ کسی بهم زنگ نزد ...

اصلا قیدشو زدم که بهم زنگ بزنن .

فردا دارم میرم مشهد یه زیارت یک روزه

دارم از دست آدما پناه میبرم به امام رضا ...

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

هیچ چیز ما را نمی کشد

نه فقر نه غم نه درد

ما دوباره خسته به خانه باز می گردیم

در حالی که چشمهایمان خیس آب است

هیچ چیز ما را نمی کشد

و غصه هر صبح از خواب بیدارمان میکند ....

هیچ چیز در این دنیا ما را نمی کشد

هیچ چیز

هیچ چیز

.

.

#سمانه_عبدی

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

این روزها هی این جمله توی ذهنم تکرار میشه .

« نذار زخمات تو رو به چیزی که نیستی تبدیل کنند »

و این جمله مرا می ترساند...

خیلی می ترساند ...

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

"داشتنت" بايد مزهىِ توت فرنگى بدهد،

يا انارِ گُلپَر زده،

يا آش رشته یِ خانم جون تو غروب هاىِ جمعه ...

داشتنت بايد بوىِ ياسِ رازقى بدهد،

يا بوىِ خاکِ باران خورده ...

نميدانم ...

ما كه نداشتيم!

اما داشتنت بايد چيزِ خيلى قشنگى باشد!

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

این روزها غمی بر روی قلبم سنگینی میکند که هیچکس جز خدا آن را نمی داند .

غم که می آید نمیدانی چه کنی

خودت را سرگرم میکنی ، حواست را پرت میکنی ، بی خیالش میشوی ولی درست در تاریکترین ساعت از شب درست زمانی که میخواهی بخوابی دردی خفیف روی قلبت سنگینی میکند و آن غم است

غم از دست دادن ، غم آدمی ، غم ناملایمتی ، غم بی معرفتی ، غم اینکه با هم حرف نمی زنیم ، غم اینکه درد را نمیبینیم

دلم پر است برای حرف زدن

کاش روزهای خوب برسد که من اینجا از خوشحالی چیزی بگویم .

.

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

خدا بغلم کرده است و این اوج خواستن است.

بعدها می آیم می نویسم از حالم....

برچسب: نویسنده: مانی جلالی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:09

صفحه بندی